محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

مقدمه 11

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

طبرى است ، و خود تا روزگار زندگى خود كه به سال 630 ه - . ق به پايان آمده آن را كامل و حوادث را نقل نموده است ، مىنويسد : ابتدا كردم به تاريخ بزرگ تأليف امام ابو جعفر طبرى ، زيرا كتاب مذكور در نزد عموم محققان مورد اعتماد و در موارد اختلاف محل رجوع است . . . و من از ميان همگى مورخان به طبرى اعتماد كردم زيرا وى از روى حق و صواب در اين فن پيشوا ، و از روى حقيقت و واقع جامع علوم و فنون مىباشد . نلدكه خاورشناس نامدار كه خود در چاپ متن عربى تاريخ طبرى ، بخش ساسانيان ، اهتمام ورزيده است و آن را در اثرى مستقل مورد بحث و بررسى قرار داده ، مىگويد : تاريخ او التقاط مواد و مطالب فراوانى است كه با كوشش فوق العاده اى فراهم آمده است . مطالب منابعى كه با يك ديگر اختلاف داشته اند ، در آن تحرير و تهذيب نشده بلكه در كنار يك ديگر گذاشته شده است . اما همين وضع ارزش كار او را در نظر ما تا اندازهء زيادى بالا برده است ، زيرا با اين ترتيب اخبار كهن مطمئنتر و موثقتر از آن به دست رسيده است كه مورخى براى تعديل و تطبيق آن رنج و كوشش به كار مىبرده است . ارزش عمدهء تاريخ طبرى در شرح و بيان بسيار مفصل تاريخ اسلام از آغاز ظهور پيغمبر اسلام به بعد است . هيچ كتاب عربى ديگر نمىتواند از اين نظر با آن دعوى برابرى كند . بازگفتن روايتهاى چندگونه از سوى طبرى ، گاه مورد ايراد كسانى بوده است كه هدف غائى طبرى را درنيافته بوده اند . طبرى خود در اين باره توجيهى خردمندانه و مستدل دارد : خوانندهء اين كتاب بداند كه استناد ما بدانچه در اين كتاب مىآوريم به روايات و اسنادى است كه از ديگران ، يكى پس از ديگرى به ما رسيده ، و من نيز خود از آنان روايت مىكنم و يا سند روايت را به ايشان مىرسانم ، نه آنكه در آوردن مطالب تاريخ استنباط فكرى و استخراج عقلى شده باشد . . . اگر ناظر و شنوندگان اخبار اين كتاب به برخى داستانها و قصه ها برخورند كه عقل وجود آنها را انكار كند و جامعه شنيدن آنها را ناخوش دارد ، نبايد بر من خرده گيرى و